امید آباد
به نام او... اتفاقی اینجارو باز کردم و دیدم که حذف موقت نیست !!!!!!! یعنی اینجا باز بود و نظرات خصوصی هم دیده میشده... اگه کسی خونده به روی خودش نیاره ! اون دنیا وقتی فهمیدی حرفام، احساساتم، خودم، راست بود و احیانا شرمنده شدی ! شرمنده واسه کاراتو اذیت هات... فقط نگات میکنم... به نام او سلاااام :) صرفا جهت اطلاع ! ما برای 13 آبان رفتیم بیت رهبری... اولین بار بود... جای دوستان خالی :) دوروز بعد رفتیم به سمت شلمچه... اولین بار بود... جای دوستان خالی :) دعای عرفه :) یکی گفت راضی نیست تو هیچ موردی شکست بخورم ... اولین بار بود ! خودش شکستم داد ! جای دوستان !؟ پ.ن : میخواستم از شلمچه عکس بذارم که انشالله بعدا :) به نام او سلااااام . ما شدیدا زود یه زود دوست داریم به روز شویم !! جبران نبودن هایمان :)) اینهارا سر کل کل نوشته ایم :)))) * * * بازهم باران میبارد * * * * * * * * ++++++++++ من برای باران میمیرم * * * بعدا نوشت : !!! متن اینجا امید آباد است را پسر عمه ی مان خواند :)) اون : آفرین ، جالب بود ، خوشم اومد ولی چرا اینقدر کوتاه مینویسی ؟! من : نمیدونم ، شدیدا دوست دارم کوتاه و گنگ و رمزی بنویسم . الان اونی که خوندی کلی حرف داره ... :)) اون : ببین اینایی که مینویسی داخل ادبیات رئال مخصوص مخاطب خاص هستش یعنی عام درکش رو ندارند چون باید ذهن نویسنده اش رو بفهمه یا حدس بزنه . من : دوست دارم با ذهن خواننده بازی کنم ... بتونه هرکی هر برداشتی که میخواد بکنه :) هرکی با هر مخاطبی که داره :) اون : آخه من فکر کردم توووو مخاطب خاص داری !! هههه ، فکر کن !! تو و مخاطب خاص !!!! D: خوندید !! کسی که از نزدیک مارا میشناسد تکذیب کرد و به ما خندید !! یاد بگیرید شما نیز :)) این مخاطب ، خاص نیست ** احتمالا اگه میدونست حرفاش می یاد تو وبم مسخرم نمیکرد !!! *** در یه متنی گفته بودم که ایشون شهید زنده هستند ... هنوز زندست :)) به نام او سلاااام بر اهالیه امیدآباد این پست حاوی دو متن میباشد ... :) از دهها متن ... :) * * * همه خوبند تا وقتی که تو خوب باشی... * * * این یکی رو باید جواب بدید ... :) جوابای خودمم تو یه نظر میگم ... جاهای خالی را پر کنید :) دلم نمی یومد رو پست قبل ، پست بیام :) خیلی حرف داشت / شاید یه روزی برای همه رمز گشایی کنم که چی نوشتم به نا او سلاااااااااااااااااااام :)) خواستم بیام بگم که خوبم و هستم دیدیم همین یه جمله کافیه و توضیح نمیخواد * * * پست هایم مخاطب خاص پیدا کرده اند :) با تو ام ... پاکی ات را به چه قیمتی فروختی !؟ برای کی ؟ چه وقت ؟ خیلی وقت است که دیگر پاک نیستی ... زلال نیستی ... و من عاشق کسانی هستم که پاک میمانند ... پاک میمیرند... من عشٌق فعفف ثم مات مات شهیدا هیییییییییییییی نـــــــــــه ، مخاطب خاصی ندارم :) در آینه با خودم صحبت میکنم !!! این پست ایهام دارد !! این پست کنایه دارد !!! این پست غم دارد !!! این پست تشبیه من و توست !!! این پست را کسی نوشته که از لحاظ روحی زیر خط فقر قرار دارد !!! ولی ... پاک میمیرد * * * دیگه منو بکشید هم از امیدآباد جایی نمیرم آمده ایم برای همیشه اگه خدا بخواد و شهدا بطلبند ، دعای عرفه ، منطقه هستم حرفامو جوری میگم که خودم میفهمم !!! مثل همیشه گنگ دعایمان کنید به نام او سلام . وقتی حرف حساب نمیزنم چه فرقی داره کجا باشم !؟ * * * کاش شمال بودم بعد دریا داشتیم بعد من میرفتم کنار دریا فقط صدای امواج آب و سکـــــــــوت و تنهایی تا آخر ساحل میرفتم تا جایی که همه چی تموم بشه بعد دلمو میزدم به دریا و خودم میشدم یکی از صدفای ساحل ماسه ها حوامو داشتن ! * * * من که شمال هستم ! 40 مین تا دریا راهه ! چرا اینقدر از این آرزو دورم پس !؟ به نام او کلا به فلسفه ی نوشتنم شک کردم ! دیگه مثل قبل مثبت نیستن نوشته هام / بنابرایییییین از این به بعد دل نوشت نداریم ! چون اصلا دل دست نداره که بخواد چیزی بنویسه !؟ پــــس دل ننوشت اگه یه کم توانایی داشته باشم / دوباره مثل قبل میرم سمت داستان نویسی اینا ایرانی / هندی / سخیف !! / مخالفم به هرحال !! ما میریم اونور / اینجا هست / ولی تا با آبجیم هستم دیگه اینجا بروز نمیشه اونجا میخوایم جهانی بشیم و در آخر سلام به نام او سلاااااام . تند تند پست گذاشتن از ما ! خواندت از شما زمان کنکور ! ( ماشالله یه سال هم نبود فقط خوابهای ترسناک که هیچی !! دوست دارم ولی یکی از بدترین خوابها ، خوابهایی بود که میدیدم توی خیابون ، بین جمع ، پیش نامحرم ، بدون چادر هستم حالا در سریال ماورایی سقوط یک فرشته ! وقتی چادر سارا ! افتاد و از اون به بعد فقط شد یه چیز اضافی که روی دوش مونده ، یه کم هست ! یه کم نیست ! من حرص میخورم تو ماه رمضون چرا با اعصاب آدم بازی میکنن !!؟؟ هرچند این فیلم همش اعصاب خردیهههه * * * انتخاب رشته هم تموم شد / آخیــــــــــش / راحت شدییییییم به قول استاد : خدا نگهداره سیاهی چادر و سپیدی دلتون ! جمله رو سرقت کردیم برای این پست
بازهم نبضمان تر شد
و احساسش شدت گرفت
رعد و برقم آرزوست ...
پ.ن :
1. باران میتواند خیلی هارا دیوانه کند :)
2. ما بدون باران هم دیوانه ایم !!!
3. اینجا همیشه باران است :)
4. گرفتید ؟! :)
نــــــه
من برای آسمان میمیرم
که میبارد ...
به جای چشم هایم ...
***
پ.ن : من برای باران میمیرم ... :)



وقتی که خوب نباشی ...
همه از کنارت میروند
نگاهشان هم به تو نمی افتد...
برایشان میشوی جزئی از دیوار ...
منظورم را میگیری !؟
اصلا گوش میکنی به من ؟!
من دیگر خوب نیستم ...
خیلی وقت است :)
از کنار من آرام گذر کن ...
این تو ...
و این جاده :)
من از دورویی ........ می آید .
من ..... هستم .
من دروغ ..... .
من از تو .... .
من تورا ..... .
من خوب ...... .
من دنیارا ...... همانگونه که هست ......






اگه برم دیوانه ای رفته و دیوانه تر برگشته !!!




اصلا خودم دستشو میبرم حتی اگه دست داره
( انگار قبل این 4 تا رمان نوشتم !!
) در انواع ژانرها !!


نظر گذاشتن هم با شما 
) بعضی وقتها استرس می یومد مارو میگرفت ! بعد این همراه بود با خواب های بد !
این خواب دیوونم میکرد ! چادرمم هیچ وقت پیدا نمیکردم 




| Design By : Mihantheme |

